خانه / مناسبت جدول / روز سینما
روز ملی سینما؛ ۲۱ شهریور و تاریخ هنر هفتم در ایران
روز ملی سینما؛ ۲۱ شهریور و یاد روزهایی که تصویر جان گرفت
هر سال وقتی تقویم به ۲۱ شهریور میرسد، نام روز ملی سینما دوباره بر سر زبانها میافتد؛ روزی که نه فقط برای اهل حرفه، که برای هر تماشاگر دوستدار تصویر معنا دارد. در ایران، سینما چیزی فراتر از سرگرمی شبانهروز است: حافظه جمعی، زبان مشترک نسلها، و جایی است که نور پروژکتور روی پردهنقرهای میافتد و داستانها زنده میشوند.
اگر اهل جدول و معما باشید، بسیاری از واژههای آشنای این حوزه—از اکران و بلیط تا نامهایی چون لومیر و سپنتا—سرنخهای زندهای برای فکر کردن به تاریخ تصویر هستند. در ادامه همین سرنخها را در دل روایت روز ملی سینما میخوانیم.
نامگذاری روز ملی سینما در ۱۳۷۹ و نقش خانه سینما
در سال ۱۳۷۹ خورشیدی، با پیشنهاد و همراهی نهاد صنفی فیلمسازان، روزی رسمی برای بزرگداشت سینمای ایران تعیین شد. محور این حرکت، خانه سینما بود؛ جایی که اهل تصویر گرد هم میآیند، از حقوق صنفی سخن میگویند و هر سال با برگزاری جشنوارهها جایگاه هنر هفتم را یادآوری میکنند. انتخاب ۲۱ شهریور نشانهای است از اینکه سینما در ایران نهاد دارد، مخاطب دارد، و باید دیده شود.
در فضای خانه سینما، گفتوگو درباره کارگردان، فیلمنامه، تدوین و صداگذاری فقط بحث فنی نیست؛ بخشی از هویت حرفهای کسانی است که پشت و جلوی دوربین عمر گذاشتهاند. همانجا نام هنرپیشه و بازیگر با احترام بر زبان میآید.
- روز ملی سینما فرصتی است برای مرور دستاوردها و چالشهای صنعت تصویر.
- خانه سینما پیوند میان اهل سینما و جامعه را زنده نگه میدارد.
- جشنواره و نمایشهای ویژه، سالنها را دوباره پر از نور و گفتوگو میکنند.
برادران لومیر و اختراع سینماتوگراف در ۱۸۹۵
داستان جهانی سینما معمولاً از فرانسه و پایان سده نوزدهم آغاز میشود. برادران لومیر با دستگاهی به نام سینماتوگراف، در سال ۱۸۹۵ میلادی، نمایش عمومی تصاویر متحرک را به رویدادی فراموشنشدنی بدل کردند. تماشاگران نخستین با ترکیبی از شگفتی و ناباوری روبهرو بودند.
سینماتوگراف هم دوربین فیلمبرداری بود و هم دستگاه نمایش. از آن پس واژههایی چون پروژکتور، صحنه و سالن معنای تازهای گرفتند. در سالهای آغازین، فیلمها کوتاه و غالباً صامت بودند. بعدها با آمدن فیلم ناطق، جهان تصویر یکبار دیگر زیر و رو شد.
مظفرالدین شاه، دوربین و نخستین گامهای سینما در ایران
ورود رسمی ابزار تصویر متحرک به ایران با سفرهای فرنگ مظفرالدین شاه گره خورده است. حدود سال ۱۲۷۹ خورشیدی (همزمان با آستانه سده بیستم میلادی، نزدیک ۱۹۰۰)، شاه قاجار با دیدن نمایشهای فرنگی شیفته شد و فرمان خرید دوربین را داد.
مسئولیت کار با این ابزار به میرزا ابراهیمخان عکاسباشی سپرده شد؛ مردی که پیشتر با عکاسی آشنا بود و اکنون باید حرکت را هم ثبت میکرد. بسیاری او را نخستین فیلمبردار ایرانی میدانند. آن سالها هنوز خبری از صنعت گسترده سینما نبود، اما بذر کاشته شده بود.
از لالهزار تا مدرسه سینما؛ اوهانیان و آموزش تصویر
با گذشت زمان، تهران صاحب سالنهایی شد که مردم عادی هم بتوانند بلیط بخرند و مقابل پرده بنشینند. خیابان لالهزار یکی از کانونهای این تحول بود؛ جایی پر از نور، آگهی، صف گیشه و هیاهوی شبهای نمایش.
در ادامه این مسیر، نیاز به آموزش احساس شد. اوانس اوهانیان از چهرههایی است که نامش با نخستین تلاشها برای راهاندازی مدرسه سینما در ایران پیوند خورده است: فیلمسازی را نباید فقط به تجربه شخصی واگذاشت.
سپنتا، دختر لر و شب اکران در سینما مایاک
نقطه عطف بزرگ سینمای فارسیزبان، ساخت نخستین فیلم ناطق بلند به زبان فارسی است. عبدالحسین سپنتا با اثر ماندگار دختر لر (۱۳۱۲ خورشیدی / ۱۹۳۳ میلادی) صفحهای تازه گشود. تا پیش از آن بسیاری از نمایشها صامت بودند؛ دختر لر نشان داد میتوان روی پرده فارسی حرف زد و داستان بومی را با صدا درآمیخت.
اکران مشهور این فیلم در سینما مایاک به رویدادی فرهنگی بدل شد. مردم برای دیدن و شنیدن فارسی روی پرده صف کشیدند و گیشه شلوغ شد. در کنار سپنتا، نام اردشیر ایرانی نیز در تاریخ تولید این جریان ناطق میدرخشد.
واژگان آشنای سالن: پردهنقرهای، اکران، بلیط و تماشاگر
برای فهمیدن روز ملی سینما گاهی کافی است به زبان روزمره سالن فکر کنیم. همان سطحی که نور روی آن میافتد، در فرهنگ فارسی با تعبیر شاعرانه پردهنقرهای شناخته میشود. وقتی فیلمی برای نخستینبار به نمایش عمومی درمیآید میگوییم اکران شده است. برای ورود از گیشه بلیط میخریم و در سالن مینشینیم تا پروژکتور روشن شود.
- پردهنقرهای؛ استعارهای ماندگار برای سطح نمایش تصویر.
- اکران؛ لحظه دیدهشدن فیلم در برابر عموم.
- بلیط و گیشه؛ دروازه ورود تماشاگر به جهان سالن.
- پروژکتور؛ ماشینی که نور را به داستان تبدیل میکند.
از صامت تا ناطق؛ تحول زبان تصویر در ایران
مسیر سینمای ایران را میتوان در دو واژه خلاصه کرد: از صامت به ناطق. دوره صامت، دوره کشف حرکت و نور بود؛ دوره ناطق، دوره گفتار و موسیقی ضبطشده. سپنتا و دختر لر نماد این گذارند، اما میراث لومیر و سینماتوگراف هم هرگز قطع نشد.
در این میان، مظفرالدین شاه با آوردن دوربین، عکاسباشی با ایستادن پشت آن، اوهانیان با فکر آموزش، و نسلهای بعد با سالنهای لالهزار و نهادهایی چون خانه سینما، حلقههای یک زنجیره بلند را ساختند.
چرا این مناسبت برای دوستداران جدول جذاب است؟
تاریخ سینما انباشته از نامها و اصطلاحاتی است که در زبان فارسی جا افتادهاند. وقتی از لومیر و سینماتوگراف میگوییم، یا از مظفرالدین شاه و عکاسباشی، یا از سپنتا و دختر لر و شب نمایش در سینما مایاک، شبکهای از واژههای مرتبط زنده میشود: دوربین، فیلمبردار، سالن، بلیط، گیشه، تماشاگر، پروژکتور، صحنه، بازیگر، هنرپیشه، کارگردان، فیلمنامه، تدوین، صداگذاری، جشنواره، اکران و پردهنقرهای.
روز ملی سینما فرصتی است تا این شبکه را یکجا به یاد بیاوریم—نه بهعنوان فهرست حفظی، بلکه بهعنوان داستان زندهای که از پاریس ۱۸۹۵ تا تهران قاجار، از لالهزار تا خانه سینما ادامه یافته است.
جمعبندی؛ نوری که خاموش نمیشود
۲۱ شهریور یادآور عهدی است میان جامعه و هنر تصویر. از اختراع سینماتوگراف به دست برادران لومیر تا فرمان مظفرالدین شاه، از عکاسباشی تا سپنتا، از دختر لر در سینما مایاک تا نقش اردشیر ایرانی، و از هیاهوی لالهزار تا برنامههای خانه سینما، همه قطعات یک روایتاند.
سادهترین ادای احترام به روز ملی سینما همان است که همیشه بوده: خریدن بلیط، نشستن در سالن، و سپردن چند ساعت به جادوی پردهنقرهای—جایی که کارگردان و بازیگر و تدوین و صداگذاری دست به دست هم میدهند تا تماشاگر، برای لحظهای، جهان دیگری را باور کند.
این مطلب برای کمک به حل جدول مناسبتی «روز سینما» نوشته شده است. دریافت از بازار یا دریافت از مایکت را نصب کنید و در باشگاه جدولیا جدول مناسبتی را بازی کنید.